یکسال گذشت
برلب جوی نشین و گذر عمر ببین
کاین اشارت زجهان گذرا ما را بس
...یکسال دیگر از عمرم گذشت و یکسال بر تجربیاتم اضافه و یکسال از باقیمانده عمرم کم شد.
کوچیکترکه بودم همش دوست داشتم زود زود جشن تولدم بشه
مثل دخترکوچیکم "زهرا" که 6 روز پیش تولدش بود.
اما حالا که بزرگترشدم اصلا دوست ندارم زود جشن تولدم بشه
اما چی میشه کرد که زمان دست ما نیست و چه بخوایم و چه نخوایم عمر میگذره.
حالاکه یکسال به سنم اضافه شده ،
خدا کنه حداقل یک قدم به آدمیت نزدیک تر شده باشم
خداکنه به ایمانم یک ذره افزوده شده باشه
خدا کنه دستگیر حداقل یک نفر نیازمند در راه خیر بدون ریا باشم
خداکنه که هیچکدوم از دوستام ازم نرنجن
خداکنه دل کسی را نشکنم
خداکنه قدرمادرم ، همسرم و بچه هام را بیشتر بدونم
خدا کنه روح پدرعزیزم از دست من آزرده نشه و همیشه از من راضی باشه
و خدا کنه ...!!!!!
به هرحال
هشت اردیبهشت سالروز تولد خودم و همه هشت اردیبهشتی ها مبارک
از همه دوستام که قبلابا ارسال پیامک و تلفن تولد خودم و زهرا رو تبریک گفتن متشکرم.

+ نوشته شده توسط رضا فرخ در جمعه 8 اردیبهشت1391 و ساعت
|